کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشیم با دلای غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش بیایم به باغبونا کمی حرمت بزاریم احترام سایه های خسته رونگه داریم
کاش به اسمونیا دینمونو اداکنیم سهم خوشبختیمونو وقف بزرگترا کنیم
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها دربشه مرحمی بشیم که زخم آدما کمتربشه
کاشکی شاخه ی درخت زندگی رونشکنیم گل سرخو از تو ریشه پاک باغچه نکنیم
کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه رنگ یاسایی کنیم که همیشه بهاریه
کاش دست پرنده های بی گناهو بگیریم توی اسمون بریم دامن ماهو بگیریم
کاش بامهربونیمون غصه ها روکم بکنیم رشته های عشقو تاهمیشه محکم بکنیم
کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن اگه درد دل کنن به آرزوشون میرسن
کاش تو عصری که همش سنگی وآهنیه بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه
کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم
کاشکی این یه جمله هیچ موقع یادمون نره آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
