مراقب قلب ها باشيم

 وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم

 هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند

حقیقت تلخ:

حس غریبی ست دوست داشتن
و عجیب تر از آن دوست داشته شدن ...
وقتی می دانیم کسی با دل و جان دوستمان دارد
به بازیش می گیریم!
هرچه او عاشق تر، ما سرخوش تر!
هرچه او دل نازک تر، ما بی رحم تر!
تقصیر از ما نیست
تمامی قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده اند
........
....
.


عشق را دفتری نیست.

آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند
.

کنسرت فوق العاده و بسیار زیبای محسن یگانه در مالزی با کیفیت خوب
(جهت دانلود لطفا لینک های زیر را کلیک کنید)

کنسرت فوق العاده و بسیار زیبای محسن یگانه در مالزی با کیفیت عالی
 
 

 
 

داستان بسیار زیبا و تاثیرگذار “دفتر مشق کثیف”

www.Patogh98.Com | سایت سرگرمی و تفریحی پاتوق 98

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا …

دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت: بله خانوم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه‌هاش میزد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ ها؟! فردا مادرت رومیاری مدرسه می‌خوام درمورد بچه بی‌انضباطش باهاش صحبت کنم!

دخترک چونه لرزونش رو جمع کرد … بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم … مادرم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد … اون وقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه … اون وقت … اون وقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم … اون وقت قول میدم مشقامو بنویسم…

شهر خالی...

شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی
شهر ماتم، جاده ماتم، کوچه ماتم، خانه ماتم
گریه ها شد جای شادی، شادی هر خانه ماتم
.
کوچ کردند دسته دسته آشنایان، عندلیبان
باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی

.
وای از دنیا که یار از یار می ترسد
غنچه های تشنه از گلزار می ترسد
عاشق از آوازه دلدار می ترسد
پنجه ی خنیا گران از تار می ترسد
شهسوار از جاده ی هموار می ترسد
این طبیب از دیدن بیمار می ترسد
.
ساز ها بشکست و درد شاعران از حد گذشت
سالهای انتظاری بر من و تو بد گذشت
آشنا نا آشنا شد، تا بلی گفتم بلا شد

 

 

گریه کردم، ناله کردم، حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه ی ویرانه را بر سر زدم
آب از آبی نجنبید، خفته در خوابی نجنبید
.
وای از گامی که با دشمن همی سازد
آبرو در خدمت ظالم چه می بازد
مطربان هم کوک کردند سازهاشان را به ظلم
دست ظالم را ببین بر ما چه می تازد
....


چشمه ها خشکید و دریا تشنگی را دم گرفت
آسمان افسانه ی ما را به دست کم گرفت
جام ها جوشی ندارد،عشق آغوشی ندارد
بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد
.
جمعه ماتم، شنبه ماتم،هفت روز هفته ماتم
کوک کردند مطربان هم سیم ماتم، کوک ماتم
.
بازآ تا کاروان رفته باز آید
بازآ تا دلبران ناز ناز آید
بازآ تا مطرب و آهنگ و ساز آید
کاکل افشان آن نگار دلنواز آید
بازآ تا ما بر این خاک گوهر اندازیم
گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
بازآ تا بر در حافظ سر اندازیم
گل بیفشانیم ومی در ساغر اندازیم